بهگزارش قدس آنلاین، 6 ماه پس از آغاز جنگ، آمریکا تلاش میکند میدان اصلی رویارویی را از حملات نظامی به عرصه اقتصاد منتقل کند. واشنگتن از اجرای گستردهترین عملیات تحریمی علیه ایران سخن میگوید؛ اقدامی که هدف آن نه فقط محدود کردن اقتصاد ایران، بلکه وادار کردن کشورهای دیگر به قطع همکاری با تهران است.اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا برای توصیف این مرحله، از تعبیر نظامی «Economic D-Day» یا «روز دی اقتصادی» استفاده کرده است. اصطلاح نظامی D-Day به جنگ جهانی دوم اشاره دارد. روزی که نیروهای متفقین عملیات بزرگ نرماندی را آغاز کردند. استفاده از این تعبیر نظامی برای یک کارزار اقتصادی، نشان میدهد واشنگتن آن را نه یک بسته تحریمی معمول، بلکه یک عملیات گسترده برای تغییر موازنه میداند.
از تحریم ایران تا تحریم شریکان ایران
تفاوت مرحله جدید با دورههای پیشین، بیش از آنکه در تعداد تحریمها باشد، در هدفگذاری آن است. آمریکا اکنون میخواهد حلقه فشار را از شرکتها و نهادهای ایرانی فراتر ببرد و کشورها، بانکها و شرکتهای خارجی را نیز که به تجارت با تهران ادامه میدهند، تحت فشار قرار دهد.
این همان منطق «تحریمهای ثانویه» است؛ ابزاری که واشنگتن در سالهای گذشته بارها از آن استفاده کرده است. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ با بازگرداندن تحریمهای نفتی و مالی تلاش کرد سیاست «فشار حداکثری» را اجرا کند. نتیجه این سیاست، کاهش شدید تعامل بسیاری از شرکتهای بینالمللی با ایران بود، اما همزمان ایران نیز مسیرهای جایگزین تجاری و مالی ایجاد کرد. تجربه آن دوره اکنون یک پرسش مهم را پیش روی آمریکا گذاشته است و آن اینکه آیا فشار بیشتر، الزاماً به نتیجه سیاسی متفاوت منجر خواهد شد؟
حلقه تعیینکننده؛ چین
پاسخ به این پرسش تا حد زیادی به رفتار چین وابسته است. پکن یکی از اصلیترین شریکان اقتصادی ایران باقی مانده و تحلیلهای اخیر تأکید کردهاند روابط تجاری ایران با چین و روسیه، مهمترین مانع در برابر تلاش واشنگتن برای انزوای کامل تهران است.چالش آمریکا اینجاست که تحریم یک شرکت ایرانی یا یک شبکه مالی مشخص، با توانایی وادار کردن یک قدرت اقتصادی بزرگ مانند چین به قطع همکاری تفاوت دارد. به همین دلیل، عملیات اقتصادی جدید واشنگتن در عمل به یک آزمون بزرگ برای میزان نفوذ آمریکا در اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
فشار اقتصادی بدون اجماع جهانی کامل نمیشود
تجربه تحریمهای چند دهه گذشته علیه کشورهای مختلف نشان داده است قدرت تحریم آمریکا زمانی بیشترین اثر را دارد که با همراهی گسترده متحدان و شریکان اقتصادی همراه شود. در مقابل، هر چه امکان یافتن مسیرهای جایگزین بیشتر باشد، هزینه اجرای تحریم برای خود آمریکا و شرکایش نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، واشنگتن اکنون در کنار فشار بر ایران، در حال مدیریت یک پرونده دشوارتر است؛ ایجاد اجماع میان کشورهایی که همه منافع یکسانی در قبال ایران ندارند.
هرمز؛ پشتوانه اقتصادی یک نبرد اقتصادی
این تحولات همزمان با ادامه بحران در هرمز رخ میدهد. محدود شدن عبور کشتیها و اختلال در تجارت دریایی، به آمریکا امکان داده است فشار اقتصادی را با اهرم دریایی ترکیب کند؛ اما همین مسئله هزینههایی برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.
در واقع، جنگ اقتصادی جدید در شرایطی آغاز میشود که اقتصاد جهانی نیز نسبت به پیامدهای ادامه بحران حساس است. هرچه فشارها گستردهتر شود، مسئله فقط توان ایران برای تحمل تحریمها نیست؛ بلکه میزان تحمل دیگر بازیگران برای همراهی با این فشار نیز اهمیت پیدا میکند.
آزمون زمان
مرحله جدید جنگ را میتوان رقابت دو منطق دانست. آمریکا تلاش میکند با افزایش هزینههای اقتصادی، ایران را به پذیرش شروط خود نزدیک کند. ایران نیز تلاش دارد نشان دهد میتواند فشار را مدیریت کند و اجازه ندهد تحریمها به نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن منجر شود.
به همین دلیل، موفقیت «روز دی اقتصادی» فقط به شدت تحریمها بستگی ندارد. مسئله اصلی این است که آیا آمریکا میتواند شبکهای جهانی برای اجرای آن بسازد یا مانند دورههای گذشته، با شکاف میان توان تحریم و توان اجماعسازی مواجه خواهد شد.
در داخل هم میتوان این سؤال را پرسید که آیا اجماع، آمادگی و چارهاندیشی کافی برای مقابله با جنگ تمامعیار اقتصادی که به کشور تحمیل شده وجود دارد؟




نظر شما